خاطرات باران چشمانم

متن مرتبط با «ثابت» در سایت خاطرات باران چشمانم نوشته شده است

حماقت ثابت شده...

  • نیلوبلاگ

    حماقت ثابت شده...سه چهار شب پیش یه بنده خدایی بهم زنگ زد و درخواست مقداری پول کرد برای قسطی که باید میداده ،چون آشنا بود و ازم بزرگتر ، روم نشد بگم خودم اوضاع جالبی ندارم ... و قول داد که تا سه شنبه پول و برگردونه ...که برنگردوند..واریز کردم .شب بعدش اومدن منزل پدرم و خانومش رو به من خوشحال گفت: رفتیم میز تی وی خریدیم و عکسشم تو گوشیش نشونم داد..بعدش هم ادامه داد که فردا دخترم برای جوانسازی پوستش وقت گرفته، که چین و چروک‌های ریز صورتش از بین بره و آبرسانی کنه...!!صدالبته که با خوشحالی اونا منم ...

    ادامه مطلب