
شنیدن کلمات تکراریی که از باند پخش میشه حالم و دگرگون میکنه
اونقدر این روند پس زمینه مغزم تکرار شده که فقط واژه های ردیف شده پشت سر هم و میشنوم -
ولی نمیتونم تشخیص بدم درست بوده یا نه و بعضیاش و چندین بار پخش میکنم تا متوجه بشم درست بوده یا غلط ..
مث آهنگی که داره صداش از تی وی پخش میشه اما متوجه کلماتش نمیشم و فقط ریتمش و دنبال میکنم..
.
دیروز رفتم نخ بخیه جراحی لثه مو کشیدم - درد نداشت - فقط جاش کمی سوخت و خون اومد..
و بخاطر اینکه مثل همیشه قوی بودم - بعدش رفتم از گلخونهء پشت مطب دندانپزشکی واسه خودم یه گلدون خریدم..
.
دوتا چت بیخود هم داشتم..
یکیش که برام نوشت : داری بهم دروغ میگی سعاد ... و نمیفهمه با همین حرفاش میرسه روزی که خودش و از چشمم بندازه
و اون یکی هم بحثی تکراری و باطل با یه آدم اشتباهی .. تلاشهای آخرم و کردم
هرچند بی نتیجه ...
دیشبم خوابش و دیدم - خواب دیدم یه مار گندهء سیاه و سفید آورده تو خونمون -
یه گوشه با یه لبخند شیطونی ایستاده بود و مارو نگاه میکرد
دخترک بی توجه به ترس و داد و فریادهای من میخواست نازش کنه
اونقدر جیغ کشیدم که توجه مار به سمت من جلب شد و اومد سمتم و بهم که رسید تکون بدی تو خواب خوردم و از جام پریدم
خیلی ترسیدم - خیلی..
الان با قهوه هم نتونستم خیلی خودم و سرحال نگه دارم
پس دنبال تعبیر خواب مار سیاه و سفید میگردم.....
خیر باشه ..
سعادنوشت:
اما یه روزِ خیلی دیر میفهمی منتظر گذاشتن آدما فرقی با از دست دادنشون نداره..
حرفهایی از جنس خودم
برچسب:
نویسنده: پرهام پورحسین